Persian | English
bg bg

آخرین اخبار

سلام بر اهل صلح دوستی انسانیت

فریادى در سکوت

گفتگوى غیرحضورى با مولا على علیه السلام

امام عزیز، در ابتدا از محضرتان تمنا داریم از خودتان بگویید.

هنگامى که مردم سست و ناتوان بودند، من به یارى دین اسلام برخاستم . هنگامى که از ترس پنهان و سر در گریبان بودند من خود را آشکار ساختم  به هنگامى که از وحشت‏به لکنت زبان دچار شده بودند، من حق را بازگو کردم . و هنگامى که از حرکت در راه خدا وامانده بودند، من به نور الهى پیشروى نمودم، با این وصف در خودنمائى و اظهار وجود از همه خاموش‏تر اما در پیشى جستن از همه برتر بودم . پس زمام نیکى‏ها و فضائل را گرفته و به پرواز درآمدم و تنها برنده جایزه این مسابقه شدم . من همانند کوهى استوارم که رعد و برق و تند باد آن را نمى‏جنباند در من عیبى نیست تا کسى بتواند با آن عیب مرا سرزنش کند و به من طعنه زند . خوار در نزد من عزیز و گرامى است تا حق او را بگیرم . و افراد متکبر و گردن‏کش در نزد من خوارند تا حق مستضعفان را از آنان باز ستانم ما به قضا و قدر الهى خرسندیم و به امر حق تسلیم . نهج‏البلاغه، خطبه ۳۷

امام بزرگوار، دنیا چیست که این‏گونه همه را مبتلاى خود کرده است؟

دنیا سرایى است‏با سرنوشتى ناپایدار و با مردمى ناچار به ترک یار و دیار دنیا شیرین و شاداب مى‏نماید و همانا که به سوى خواهنده مى‏شتابد و مهر خود را در دل بیننده مى‏آمیزد . پس، از این دیار با نیکوترین توشه که در دست‏شما رخت‏بر بندید و در این بازار بالاتر از نیاز مخواهید و از آن بیش از آنچه شما را به منزل رساند مجویید . نهج‏البلاغه، خطبه

ای سرور و مولا ،در عصرى که در آن به سر مى‏بریم، سرکشى و طغیان انسان‏هاى متمدن علیه پروردگارشان روز به روز افزایش یافته و کبر و غرور و تفاخر و برترى‏جویى بر سایر همنوعان، آنان را به کلى از ارزش‏هاى معنوى دور ساخته است‏شما چه توصیه‏اى با این‏گونه انسان‏ها دارید.

تاج تواضع و فروتنى را بر سر نهید، و تکبر و خودپسندى را زیرپا بگذارید، و حلقه‏هاى زنجیر خود بزرگ‏بینى را از گردن باز کنید، و تواضع و فروتنى را سنگر میان خود و شیطان و لشکریانش قرار دهید، زیرا شیطان از هر گروهى لشکریان و یارانى سواره و پیاده دارد . و شما همانند قابیل نباشید که بر برادرش تکبر کرد، خدا او را برترى نداد، خویشتن را بزرگ مى‏پنداشت، و حسادت او را به دشمنى واداشت، تعصب آتش کینه در دلش شعله‏ور کرد، و شیطان باد کبر و غرور در دماغش دمید، و سرانجام پشیمان شد، و خداوند گناه قاتلان را تا روز قیامت‏بر گردن او نهاد . نهج‏البلاغه، خطبه۱۹۲

چیزهایی نصیب ما می‌شود که آن‌ها را باور داریم.

ای کاش یاد بگیریم، که زیر بارهای خمشی و پیچشی زندگی نقطه تسلیم را بالا بگیریم و مقاومت شکست را حداکثر کنیم تا چرخ‌دنده‌های زندگیمان از لهیدگی و تداخل در امان باشد.

ای سرور و آقای ما ،گویا در دنیایى که در آن زندگى مى‏کنیم همه فکر مى‏کنند جاودانه‏اند، در این‏باره چه توصیه‏اى دارید.

شما را از دنیاپرستى مى‏ترسانم، زیرا منزلگاهى است‏براى کوچ کردن، نه منزلى براى همیشه ماندن . دنیا خود را با غرور زینت داده و با زینت و زیبایى مى‏فریبد .

خانه‏اى است که نزد خداوند بى‏مقدار است; زیرا که حلال آن با حرام، و خوبى آن با بدى و زندگى در آن با مرگ و شیرینى آن با تلخى‏ها در آمیخته است، خداوند آن را براى دوستانش انتخاب نکرد و در بخشیدن آن به دشمنان دریغ نفرمود . خیر دنیا اندک، و شر آن آماده، و فراهم آمده‏اش پراکنده، و ملک آن غارت شده و آبادانى آن رو به ویرانى نهاده است . چه ارزشى دارد خانه‏اى که پایه‏هاى آن در حال فرو ریختن و عمر آن چون زاد و توشه پایان مى‏پذیرد؟ و چه لذتى دارد زندگانى که چونان مدت سفر به آخر مى‏رسد؟ نهج‏البلاغه، خطبه ۱۱۳

مولاى من! بد نیست حال که بحث به این‏جا کشیده شد از رستاخیز و پس از مرگ خبر دهید؟

چنین است گردش روزگار تا رشته کارها بگسلد و کارها به پایان رسد و روزگاران به سر آید و نزدیکى رستاخیز به پایان رسد و آنان را از شکاف گورها و آشیانه پرندگان و کنام درندگان بیرون کشند و از مکان‏هایى که در آنجا در غلطیدند و از پاى درآمدند برآورد حالى که بى‏درنگ به سوى پروردگار خود بشتابند و به سرعت، به وعده‏گاهى که حق وعده فرموده است روى آورند همچون رمه چهارپایان که آن‏ها را به شتاب برانند و هیچ یک در پى رمه بر جاى نماند . گردهم آیندگان خاموش و ایستادگان در صف‏ها هیچ‏یک از دید الهى پنهان و دور نمانده، فرا خواننده، بانگ رساى خود را به گوش ایشان در مى‏رسانند . همه جامه فروتنى پوشیده و لباس خضوع و شکستگى برتن، همانا که چاره‏اندیشى‏ها، همه پایان گرفته، و رشته آرزوها گسسته، دل‏ها از شادى و از امید رستن تهى، حالى از بیم برجاى مانده، و بانگ‏ها از بیمى نهان، لرزان، بسیارى عرق وحشت‏بر دهان لگام خاموشى زده و ترس بالا گرفته، از تندى سخن فراخوانده که خطاب جدا کردن حق و باطل بر زبان دارد، و کردار شایسته و ناشایسته را پاداش و کیفر مقرر مى‏دارد، و عذاب مجازات و عطاى ثواب را معین مى‏کند، گویى بانگ رعد در گوش‏ها مى‏پیچد گوش‏ها از هیبت‏بانگ منادى، که همه را به داورى نهان و دریافت پاداش اعمال و کیفر کردار، ورسیدن به ثواب فرا مى‏خواند، به لرزه درافتاده . نهج‏البلاغه، خطبه ۱۰۹ و ۲۲۳

چیزهایی نصیب ما می‌شود که آن‌ها را باور داریم.

ای کاش یاد بگیریم، که زیر بارهای خمشی و پیچشی زندگی نقطه تسلیم را بالا بگیریم و مقاومت شکست را حداکثر کنیم تا چرخ‌دنده‌های زندگیمان از لهیدگی و تداخل در امان باشد

    اى امام بزرگوار، در جهان امروز عمروعاص‏هایى رشد کرده‏اند، از رذایل اخلاقى آنان براى ما بازگو کنید تا این فرقه را بیش‏تر بشناسیم

    شگفتا اى پسر نابغه که به مردم شام مى‏گوید که در من صفت مزاح و بازى است و مردى لعب پیشه‏ام که مزاح مى‏کنم و در بازى مى‏کوشم همانا که آن کج‏اندیش بر باطل سخن گفته است و سخن به گناه آورده است . هان بدانید که بدترین سخن، سخن دروغ است و او سخن مى‏گوید و سخنش دروغ است وعده مى‏دهد و خلاف وعده مى‏کند، از او پرستش مى‏کنند و بیش از اندازه اصرار نماید، به پیمان خود خیانت مى‏ورزد و قطع رحم مى‏کند و هنگامى که در پهنه نبرد قرار مى‏گیرد و هنوز جنگ برپا نشده و پاى شمشیر در میان نیامده، نمى‏دانم چه هیاهویى مى‏کند و چه اوامرى صادر مى‏نماید . اما تا آن هنگام که شمشیرهاى جنگ از نیام برنیامده باشد، اما همین که هنگامه جنگ آغاز گردد بزرگ‏ترین نیرنگ او این است که پس و پشت‏برهنه، رو به مردمان کند، به خدا سوگند که یاد مرگ مرا از لعب و بازى جلوگیرى مى‏کند و همانا او را فراموشى از آخرت، از یاد حق باز مى‏دارد . همانا (عمروعاص) با معاویه بیعت نکرد مگر وقتى که شرط نمود که معاویه به او عطیه‏اى بخشد و براى ترک کردن دین رشوتى ناچیز دهد . نهج‏البلاغه، خطبه ۸۴

    آقا جان! از فتنه‏ها برایمان بگویید.

    فتنه‏ها چون روى آورند، حق و باطل به یکدیگر مانند شوند و هنگامى که پشت کنند معلوم شود که حق کدام بود و باطل کدام . وقتى فتنه‏ها روى آورند شناخته نشوند و هنگامى که پشت کنند شناخته شوند و مانند چرخیدن گردباد بچرخند و به شهرى رسند و از شهرى گذرند . هان بدانید که ترسناک‏ترین فتنه بر شما، از نظر من، فتنه بنى‏امیه است که فتنه‏اى کور و تاریک است و کارش شامل همه مى‏گردد و فتنه‏اى عام است و بلاهاى آن خاص . بلا به هر آن کس که چشم دل او بینا است و در آن فتنه‏ها مى‏نگرند مى‏رسد، و دامن‏گیر آن کس که از دیدن آن فتنه‏ها کور مى‏گذرد نیز مى‏گردد . به خدا سوگند که پس از من بنى‏امیه را اربابانى ناهنجار و بد خواهید یافت مانند شترى کهن‏سال و بدقلق که با دندان بگذرد و با دست‏خود کوبد و با پا لگد اندازد، و نگذارد تا شیرش را بدوشند . نهج‏البلاغه، خطبه ۹۳

    چیزهایی نصیب ما می‌شود که آن‌ها را باور داریم.

    ای کاش یاد بگیریم، که زیر بارهای خمشی و پیچشی زندگی نقطه تسلیم را بالا بگیریم و مقاومت شکست را حداکثر کنیم تا چرخ‌دنده‌های زندگیمان از لهیدگی و تداخل در امان باشد.

      اى مظهر عدل، علل عوامل انحراف و هلاکت مردم چیست؟

      همانا که خداى تعالى گردن‏گشان روزگار را در هم نمى‏شکند مگر پس از مهلت دادن، و زندگانى فراخ عطا کردن، و شکستگى استخوان هیچ امتى را درست نمى‏کند و نمى‏بندد مگر پس از سختى و گرفتارى در بلاها و در مقابل آنچه از سختى و رنج که به آن روى آورند و آنچه از کارهاى بزرگ و معتبر که به آن پشت کنند . نه هر صاحب قلب، داناست و هر خداوند گوش شنوا و هر نظرکننده بینا، پس شگفتا و چرا از خطاى این فرقه‏ها در اختلاف برهان‏هایشان بر دینشان شگفت‏زده نباشم و به عمل وصى کار نمى‏کنند و به غیب ایمان نمى‏آورند و در عیب مردمان عفت نمى‏ورزند و در پوستین خلق مى‏افتند، به شبهه‏ها عمل مى‏کنند و در پى شهوت‏ها مى‏روند . کار نیکو در میانشان چیزى است که خود نیکو دانسته باشند، و ناپسند چیزى که خود ناپسند شناخته باشند . پناهگاهشان در دشوارى‏ها بر خویشتن است و اعتمادشان در کارهاى ناشناخته بر اندیشه‏هاى خویش گویى هر یک پیشواى نفس خویشند . همانا آنچه را که از نفس خویش مى‏گیرند به منزله پندهاى استوار و دلایل محکم مى‏پندارند .

      اى مولا و مقتداى ما، مردم به غیبت و عیب‏جویى عادت کرده‏اند. براى ترک آن چه توصیه‏اى دارید؟

      اى بنده خدا در عیب‏جویى هیچ کس از گناهش، شتاب مکن، بسا که بخشوده شده باشد، و بر نفس خویش از گناه کوچک ایمن مباش که به آن، کیفر بینى هر یک از شما که عیب دیگرى را مى‏داند باید به جهت عیبى که از خویشتن مى‏داند از غیبت کردن او باز ایستد و باید به علت رستگارى از گناهى که دیگرى به آن گرفتار آمده است، او را شکرانه به خود مشغول دارد . نهج‏البلاغه، خطبه ۱۹۹

      اى مولاى عاشقان، به راستى در فرمانى به مالک اشتر، در خصوص بدگویان چه توصیه‏اى فرمودید؟

      در قبول سخن بدگویان شتاب مکن که سخن‏چین فریبنده است، اگر چه در جامه خیرخواهان درآید . در مشورت، نه بخیل را بر خود راه ده که تو را از احسان باز دارد و از درویشى بترساند، و نه بزدلى را، که تو را در کار ناتوان گرداند، نه حریصى را که آزمندى و تجاوز را در نظرت جمیل نماید، همانا که بخل و ترس و حرص، نهادهایى است گوناگون که سرچشمه همه بدگمانى‏ها به خداى است .

      چیزهایی نصیب ما می‌شود که آن‌ها را باور داریم.

      ای کاش یاد بگیریم، که زیر بارهای خمشی و پیچشی زندگی نقطه تسلیم را بالا بگیریم و مقاومت شکست را حداکثر کنیم تا چرخ‌دنده‌های زندگیمان از لهیدگی و تداخل در امان باشد.

        اى اولین شهید محراب، صفات منافقین را براى شناخت هر چه بیشتر آنها در این زمان بیان فرمایید .

        اى بندگان خدا، شما را به تقوا در پیشگاه خدا وصیت مى‏کنم و از اهل نفاق برحذر مى‏دارم که آنان گمراهان گمراه کننده و لغزنده لغزاننده باشند . به رنگ‏ها رنگ مى‏گیرند و در افعال گوناگونند و یک قول ندارند و شما را با نیرنگ و خدعه قصد مى‏کنند به هر گذرگاه چشم مى‏دارند و دل‏هایشان بیمار است و چهره‏هایشان پاکیزه، دزدانه راه روند همچون بیمارى در کالبد، حرکت کنند، وصف آنان دواء است و گفتارشان شفا و کردارشان دردى بى‏دوا، به فراخى و وسعت‏حسد مى‏برند و استوار کنندگان بلایند و مردى امید کش . در هر راه به خاک افتاده‏اى دارند و در هر دلى راهى و در هر غم به اراده خود به ظاهر اشکى ریزند . ستایشگرى را از یکدیگر به وام مى‏گیرند و از یکدیگر چشم پاداش دارند . اگر چیزى طلب کنند از حد خواهش تجاوز مى‏کنند و به التماس درمى‏افتند و به الحاح درمى‏آیند . اگر کسى را ملامت کنند بى‏پروا عیب او را در چشمش مى‏گویند و پرده‏درى مى‏کنند، و اگر حکم دهند در حکم از میانه‏روى و عدل پاى بیرون مى‏گذارند . در مقابل هر حقى باطلى آماده دارند، و به راه هر قایم مایلى، و براى هر زنده کشنده‏اى، و براى هر در کلیدى و براى هر شب چراغى، به وسیله پراکندن ناامیدى در دل‏ها به طمع و غرض‏جویى راه مى‏جویند تا بازار نیرنگ‏هاى خود را رواج دهند، و نیرنگ‏هاى خود را چون چیزى کم مانند و گرانبها زینت مى‏بخشند تا بازاریابى کنند . باطل را به لباس حق مى‏آرایند . همانا راه را آماده کرده‏اند اما آن را کج و پر پیچ و خم ساخته‏اند تا کسى از آن نجات نیابد . اینان گروه شیطانند و نیش دوزخ سوزان .

        اى امام عزیز، متقین را توصیف فرمایید، آن‏ها چه ویژگى دارند؟

        تقواورزان در دنیا مردمى باشند اهل فضیلت‏ها، گفتارشان صواب است و پرستش آنان میانه‏روى، روش آنان فروتنى، از آنچه خدا براى آنان حرام کرده است چشم مى‏پوشند و به دانش سودمند براى خویش گوش فرا مى‏دارند وقتى گرفتار بلایند دل به امید خدا مى‏بندند و گوئى در فراخى و آسانند، نه بى‏تابى مى‏کنند و کوچک و هنگامى که در فراخى و آسانند از خوف الهى گوئى در بلایند نه خودستایى مى‏کنند و نه سرکشى و اگر اجل که خداى بر آنان نوشته و مقرر داشته است نبودى، ارواحشان از شوق ثواب و خوف عقاب در کالبدهایشان یک چشم برهم زدن قرار نگرفتى .

        آفریدگار در دلشان بزرگ است، و غیر از حق در چشمشان کوچک، پس، آنان و بهشت، مانند کسانى هستند که بهشت را دیده باشند و گویى در آن به ناز و نعمت‏سرگرم‏اند، و آنان و دوزخ، مانند کسانى هستند که دوزخ را دیده باشند و گویى در آن گرفتار عذابند، دلهایشان غم‏زده و همه از سرشان ایمنى یافته، جسدهایشان نحیف و نیازشان خفیف، روزهاى اندک زندگانى را شکیبا باشند و آسایش طولانى در پى آن روزها درآید تجارتشان سودآور است و پروردگارشان آن را براى آنان آسان کرد . دنیا آنان را طلب کرد و آنان دنیا را نطلبیدند . آنان را به اسارت گرفت و آنان جان به فدیه دادند و رها شدند . اما در شب، به وصف نماز مى‏ایستند حالى که جزوه‏هاى قرآن را به تبین و ایضاح تلاوت مى‏کنند، نفس‏هاى خود را به اندیشه در آن اندوهناک مى‏گردانند داروى بیمارى خود را از آن به دست مى‏آورند .

        چیزهایی نصیب ما می‌شود که آن‌ها را باور داریم.

        ای کاش یاد بگیریم، که زیر بارهای خمشی و پیچشی زندگی نقطه تسلیم را بالا بگیریم و مقاومت شکست را حداکثر کنیم تا چرخ‌دنده‌های زندگیمان از لهیدگی و تداخل در امان باشد.

        یا امیرالمؤمنین چه توصیه‏هایى در خصوص تقوى دارید؟

        شما را به ترس از خدا اندرز مى‏دهم خدایى که به آنچه بیم داد، پاداش کردار را آشکار ساخت و به دلایل روشن حجت آورد و شما را از دشمن ترساند که در سینه‏ها به پنهانى جاى گرفت و در گوش‏ها پنهانى دمید، پس گمراه ساخت و به هلاکت در انداخت، وعده داد و به امیدى بنیاد آرزومند گردانید، و بدى‏هاى جرم‏ها را زینت داد، و گناهان بزرگ را در نظر کوچک و آسان نموده تا وقتى نفس را که شیطان قرین او شد، از درجه رشد به درجه گمراهى فرود آورد و چنان کرد که خلاص او امکان نیافت . شیطان انکار کرد که کسى را گمراه کرده باشد و ناسزایى آراسته باشد، و چیزى را که در نظر او بى‏مقدار جلوه داده بودند بزرگ مى‏شمرد و از آن چه ایمنى داده بود برحذر داشت . نهج‏البلاغه، خطبه۱۶۱

        اى پیشواى دو عالم، جامعه امروز گرفتار خشکسالى و کمى رحمت‏هاى الهى شده است . چگونه رحمت الهى را به دست آوریم؟

        هان بدانید، زمینى که شما را در برگرفته است و حمل مى‏کند و آسمانى که بر بالاى سر شماست فرمانبران پروردگار شمایند . از روى دلسوزى به شما یا به سبب تقرب جستن به شما یا به علت این‏که از شما توقع خیر داشته باشند برکات خود را به شما نمى‏بخشند، بلکه فرمان رفته است که سود شما باشند و فرمان پذیرفته‏اند و براى حدود مصالح شما برپاى داشته شده‏اند، پس برخاسته‏اند . خداى; بندگان خود را که به کارهاى ناشایست دست مى‏آلایند با کاستن میوه‏ها و حبس کردن برکات، و در فرو بستن به گنجینه‏هاى خیرات مى‏آزماید تا توبه کنند; و آن‏که مى‏خواهد از مرتکب‏شدن گناهان باز ایستد، و پند گیرنده پند گیرد و زجر پذیرنده منزجر گردد . همانا که خداى سبحان طلب آمرزش را سبب فرود آمدن روزى و رحمت‏به خلق قرار دارد . خداى سبحان در کلمات بزرگوار خود مى‏فرماید: (از پروردگار آمرزش طلبید که او آمرزگار است; تا از آسمان بر شما باران بباراند و شما را با اموال و فرزندان مدد فرستد و شما را بهشت‏ها بیافریند و رودبارها قرار دهد). پس خدا بر آن‏کس رحمت آورد که به توبه روى کند و ازگناه دست‏شوید و بر مرگ پیشى گیرد . نهج‏البلاغه، خطبه۱۱۵ و ۱۴۳

        چیزهایی نصیب ما می‌شود که آن‌ها را باور داریم.

        ای کاش یاد بگیریم، که زیر بارهای خمشی و پیچشی زندگی نقطه تسلیم را بالا بگیریم و مقاومت شکست را حداکثر کنیم تا چرخ‌دنده‌های زندگیمان از لهیدگی و تداخل در امان باشد.

        اى مولاى متقیان، چگونه عافیت و آمرزش طلب کنیم؟

        بار خدایا! آن‏چه که تو از من به آن آگاهترى بر من ببخشاى، اگر من باز مرتکب آن کار گردم تو باز بر من ببخشاى، بار خدایا! از پیمانى که در دل با تو بستم و به آن وفا نکرده‏ام بر من ببخشاى . بار خدایا! آنچه را که با آن، به زبان به تو نزدیکى جستم سپس دل به آن مخالفت ورزید بر من ببخشاى . بار خدایا! از گناهى که با اشارت‏هاى گوشه چشم و با گفتارهاى بى‏جا و خواهش‏هاى دل و لغزش‏هاى زبان از من سرزده است‏بر من ببخشاى .

        سرور و مولاى من، اى امیرالمؤمنین! در پایان براى حسن ختام اگر صحبت و یا پیامى دارید بفرمایید؟

        ما اکثر العبر و اقل الاعتبار

        پندها چه بسیار و پند گرفتن چه اندک

        تهیه و تنظیم: عموی بزرگوارم حاج رضا(حامد…)

        مراقب خودتون باشید

        چیزهایی نصیب ما می‌شود که آن‌ها را باور داریم.

        ای کاش یاد بگیریم، که زیر بارهای خمشی و پیچشی زندگی نقطه تسلیم را بالا بگیریم و مقاومت شکست را حداکثر کنیم تا چرخ‌دنده‌های زندگیمان از لهیدگی و تداخل در امان باشد.

        bg bg