Persian | English
bg bg

بایگانی

حضوررئیس مرکز ملی فرش ایران در ژاپن

به سبب تشریف فرمایی جناب آقای فیصل مرداسی ریاست محترم مرکز ملی فرش ایران به دعوت اتحادیه فرش دستباف ایران در ژاپن ،جهت شرکت در مراسم افتتاحیه موزه فرش ابریشم ژاپن. به اطلاع می رساند که جلسه هم اندیشی میان ایشان با تجار و بازرگانان ایرانی فرش؛ روز جمعه مورخه ۲۳ آوریل ۲۰۱۰ از ساعت ۱۷لغایت ۱۹ در محل سالن فردوسی سفارت جمهوری اسلامی ایران در توکیو؛ برگزار می شود.

لازم به ذکر است که این نشست صرفا برای تجار و بازرگانان ایرانی فرش تدارک دیده شده است .همچنین حضور در این مراسم تنها با دعوت نامه رسمی سفارت جمهوری اسلامی ایران در توکیو امکان پذیر خواهد بود.
جهت کسب اطلاعات بیشتر و نحو شرکت دراین مراسم با اتحادیه فرش دستباف ایران در ژاپن تماس حاصل فرمایید..

ردیف سازمان ها و نهاد هایی که برگزاری این موزه فرهنگی هنری بی دریغ اتحادیه فرش دستباف ایران در ژاپن را حمایت نمودند
. .
۱ سفارت جمهوری اسلامی ایران در توکیو
۲ استانداری کاناگاو
۳ سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی وگردشگری ایران
۴ فرمانداری یوکوهاما
۵ رادیو و تلویزیون دولتی ژاپن NHK
6 مرکز ملی فرش ایران
۷ اتحادیه فستیوال های کیوتو(Gion Matsuri)
8 موزه ملی فرش ایران
۹ اتحادیه ریسندگان کاناگاوا
۱۰ اتحادیه صادرکنندگان فرش ایران
۱۱ اتاق فکر فرش ایران
۱۲ اتحادیه فروشندگان فرش تهران
۱۳ تلویزیون کاناگاوا TVK
14 هواپیمائی جمهوری اسلامی ایران در ژاپن
۱۵ روزنامه کاناگاوا
۱۶ مجله گره
۱۷ اتحادیه بافندگان یوکوهاما

یادداشتی درباره بحث انتقال مرکز ملی فرش ایران به سازمان میراث فرهنگی

این آمیزه پرتنوع از هنر و فرهنگ و اقتصاد و تجارت و این معجون چندپاره از تاریخ و سنت و صنعت، شیفتگان بسیار دارد و شهرت فراوان.
از سویی مایه فخر و مباهات ماست که به داشتن چنین نمودی از فرهنگ و هنر دیرسال به خود می بالیم و از سویی زینت بخش بسیاری از موزه ها و گنجینه های آن سوی مرزهاست که به داشتن قطعه ای از آن خرسندند.

سخن از “فرش دستباف ایران” است که آن را سفیر فرهنگی ایران و پرچم دوم این سرزمین خوانده اند و بسیاری از ساکنان سوی دیگر کره خاک، ایران را با فرش و فرش را به نام ایران می شناسند.
این کالای هنری و گرانبها، پایی در فرهنگ و تمدن ایرانی دارد و پایی در اقتصاد و بازرگانی؛ مایه اشتغالزایی برای شمار فراوانی از مردم این دیار است و موجب ارزآوری برای کشور؛ هنری است که آداب و رسوم و فرهنگ ایرانیان را در خود به جلوه درآورده است و صنعتی است که در میان صادرات غیرنفتی جایگاه ویژه ای دارد.
سالها بود که فرش دستباف ایران از نبود یک سیاستگذار واحد و متولی یگانه آسیب می دید و سازمانها و نهادهای دولتی و خصوصی متعدد، هریک عهده دار بخشی از این هنر- صنعت بودند.
این پراکندگی و فقدان مدیریت واحد که سیاستگذاری های کلان و ساماندهی مطلوب در این عرصه را ناممکن و یا دشوار می ساخت، به دغدغه بسیاری از فعالان و دلسوزان فرش ایران بدل شده بود تا سرانجام شش سال قبل و بنا بر مصوبه شورای عالی اداری، “مرکز ملی فرش ایران” در وزارت بازرگانی ایجاد شد تا سکانداری و هدایت این هنر- صنعت را برعهده بگیرد.

با گذشت چند سال، این مرکز با همه کاستی ها و دشواری ها توانسته است اعتماد ذی نفعان فرش دستباف ایران به ویژه در بخش خصوصی را جلب کند و با ارتباط مستمر با فعالان این هنر- صنعت به قوام و سامان مناسبی دست یابد که ناگاه خبر رسید سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری قصد کرده تا کارگزاری فرش دستباف را از آن خود کند و وظایف این مرکز را خود برعهده بگیرد.
خبری که با واکنشهای تند و دل نگرانی های مکرر فعالان این حوزه رو به رو شد و همه در برابر چنین اتفاقی فریاد برآوردند که: “در جبین این کشتی، نور رستگاری نیست”!

در این زمینه و با توجه به انگیزه هایی که از سوی متولیان صنایع دستی برای این انتقال مطرح شده است، نکته های زیر قابل تأمل و درنگ است:
الف) تضعیف یا تقویت جایگاه سازمانی!
سالها زمان صرف شد و تلاشهای فراوانی صورت پذیرفت تا فرش ایران دارای کارگزاری واحد و جایگاهی مستقل و تخصصی باشد و بر این پایه بود که مرکز ملی فرش ایران ایجاد شد –هرچند بسیاری بر این باورند که جایگاه حقوقی این مرکز هم برای عظمتهای فرش دستباف ایران کوچک است و ایجاد سازمانی مستقل ضروری است- اما اکنون انتقال وظایف این مرکز به یکی از زیرمجموعه های سازمان عریض و طویل “میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری” و قرار گرفتن فرش در کنار دیگر اقلام متنوع و متعدد صنایع دستی، آیا پاسخ مناسبی به تلاشها و دغدغه های پیشین است؟ و آیا باز باید شاهد تکرار همان ماجراهای قدیمی باشیم؟ بهتر آن نیست که به جای فروکاستن از جایگاه این مرکز به ارتقای سازمانی آن بیندیشیم؟

ب) وقت کشی و تغییر صورت مسأله
هرگونه تغییر و دگرگونی در مدیریت یک مجموعه و یا انجام چنین نقل و انتقالی بنا به عرف و قانونی نانوشته، تا مدتی فعالیتها را دچار وقفه و درنگ می کند و بسیاری از برنامه ها و عملکردها متزلزل می شوند.
تزریق نگاه متولی تازه به جامعه فرش دستباف ایران و بازتعریف روابط، روندی زمان بر است که این گذشت زمان در شرایطی که کشورهای رقیب در تلاشند، اثرات زیانباری را در پی خواهد داشت.
مرکز ملی فرش ایران در این چند ساله توانسته است ارتباطی مداوم و مناسب را با اتحادیه ها، تعاونی ها و بخشهای مختلف فعال در این هنر- صنعت ایجاد کند که قطع این ارتباط و بازتعریف آن به شرط جلب اعتماد این گروهها، خود قصه ای دراز و چالشی خواهد بود. پس بهتر نیست به جای تغییر صورت مسأله و فرصت دادن به رقبا، به کاستی های موجود بپردازیم و این مرکز را تقویت کنیم؟

ج) انتقال با کدام برنامه؟
پیش و بیش از آنکه نام متولی فرش دستباف ایران مهم باشد، برنامه، سیاستها و تدابیر این متولی اهمیت دارد.
سازمان میراث فرهنگی برای این شیفتگی خود به تصدی امور فرش دستباف چه اندیشه ای دارد؟ این سازمان با چه برنامه ای و با چه نوع نگاهی و به سوی چه مقصدی می خواهد هدایت سکان این کشتی را در دست بگیرد؟ آیا نباید به جای اصرار و پافشاری بر کارگزاری این هنر- صنعت و برای رفع نگرانی ها و دغدغه های بخش خصوصی به ارایه برنامه های مشخص خود در این زمینه بپردازد؟ آیا نباید روشن شود که این انتقال، چه سودی به فرش دستباف ایران خواهد رساند؟

د) به جنبه هنری فرش توجه شده است
شاخص ترین دلیل و انگیزه ای که متولی صنایع دستی برای تصاحب فرش مطرح ساخته این است که مرکز ملی فرش ایران به ابعاد هنری فرش بی توجه بوده است!
حال آنکه در اهداف اصلی این مرکز، “حفظ و اعتلای مقام و جایگاه والای فرش دستباف ایران به عنوان یک میراث گرانقدر فرهنگی و هنری در سطح ملی و بین المللی” در صدر قرار گرفته است با نگاهی به کارنامه چند ساله آن می توان ردپای توجه به جنبه های هنری فرش را به وضوح دید.
برگزاری سلسله آیین های تجلیل از هنرمندان و پیشکسوتان فرش دستباف در رشته های مختلف که نوعی ادای احترام و پاسداشت این مفاخر و چهره های بی نام و نشان هنر فرش است، برگزاری کارگاه های آموزشی متعدد و متنوع برای طراحان، نقاشان و رنگرزان فرش دستباف ایران، اعزام طراحان و نقاشان فرش ایران به نمایشگاههای برون مرزی، تشکیل انجمنهای طراحان و نقاشان در ۸ استان کشور، جمع آوری اطلاعات و تشکیل بانک اطلاعات طراحان و نقاشان کشور در ۱۸ استان، بررسی آثار طرح و نقش فرش ایران و ثبت آنها در کتابخانه ملی به منظور پیشگیری از کپی برداری و حفظ آثار هنرمندان که تاکنون نزدیک به یکصد طرح به ثبت نهایی رسیده اند، برگزاری جشنواره های استانی و ملی فرش دستباف که محور اصلی این رویداد، شناسایی و تقدیر از برترین هنرمندان فرش هر استان و ارتقای منزلت اجتماعی آنان است، انجام فعالیتهای مستمر تبلیغاتی برای شناساندن وجوه هنری فرش دستباف از جمله ساخت فیلمهای مستند و سینمایی که شاخص ترین آنها تولید فیلم “فرش ایرانی” توسط ۱۵ کارگردان است و تلاشهایی از این دست آیا به معنای غرق شدن در مسایل اقتصادی و تجاری و از یادبردن وجوه هنری فرش است؟!
و البته از یاد نبریم که رونق تجارت و صادرات، به افزایش تولید و بهبود معیشت هنرمندان و بافندگان این هنر- صنعت می انجامد و بر این رشته و زنجیره درهم تنیده که سری متصل به مباحث اقتصادی و تجاری دارد نمی توان چشم پوشید.

ه) تفاوتهای فرش با دیگر گونه های صنایع دستی
فرش دستباف با شمار فراوان شاغلان، ویژگی ارزآوری و جایگاهش در میان صادرات غیرنفتی، تأثیرگذاری در اقتصاد خانوارهای ایرانی و… با دیگر گونه های صنایع دستی متفاوت است.
میزان صادرات صنایع دستی در مجموع سالهای برنامه چهارم برابر با اعلام سازمان توسعه تجارت نزدیک به یک میلیارد دلار بوده است در حالیکه فرش دستباف به تنهایی در هر سال نزدیک به ۵۰۰ میلیون دلار صادرات داشته است. در واقع رقم مبادلات تجاری صنایع دستی با بیش از ۲۰۰ رشته و با همه تنوع و گستردگی، قابل قیاس با فرش دستباف نیست.
از سوی دیگر مجموع جمعیتی که در کشور به صورت مستقیم به یکی از رشته های صنایع دستی وابسته هستند، بیش از دو میلیون نفر تخمین زده می شود در حالیکه فرش دستباف به تنهایی نزدیک به یک میلیون نفر بافنده و جمعیت پرشمار دیگری را در حرفه های وابسته همچون رنگرز، طراح، رفوگر، ریسنده و … تحت پوشش دارد.
تفاوت دیگر آنجاست که فرش دستباف تشکلهای پرتعداد و بزرگی را شامل می شود که اتحادیه ها و تعاونی های فرش دستباف روستایی و شهری و اتحادیه های تولیدکنندگان و صادرکنندگان و… از آن جمله اند و هماهنگی و سامان بخشی به این نهادها با گروههای کوچک مرتبط با صنایع دستی متفاوت است.
و نیز حرکت به سمت ایجاد کارگاه ها و مجتمع های بزرگ قالیبافی به منظور ارتقای تولیدات و تسهیل در سفارش پذیری، تولید فرش را به سمت ساختاری بزرگ و کارگاهی برده است –که تسهیلات بانکی و اقتضائات خاص خود را دارد- و با تولیدات محدود صنایع دستی در کارگاههای کوچک متفاوت است.
و فراموش نکنیم که فرش دستباف ماهیت تجاری و صادراتی دارد و رونق بازار این محصول می تواند به بقای آن و بهبود معیشت شاغلان در این حرفه کمک کند در حالیکه صنایع دستی بیشتر مصرف داخلی دارند.
و در یک کلام در بیان این تفاوت ها می توان گفت که: “سیمرغ دیگر است و سی مرغ دگر”.

و از همه اینها که بگذریم، جای این پرسش از سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری هست که این سازمان تاکنون با دهها رشته صنایع دستی که تحت پوشش خود دارد چه کرده است و آیا نمود این اقلام متنوع و پرتعداد از صنایع دستی این دیار از نمایش موزه ای و یا حضوری محدود در نمایشگاههای مرتبط فراتر می رود؟ و اصلاً این سازمان چه نسبتی با مقوله های اشتغالزایی، ارزآوری و گردانندگی اقتصادی و تجاری فرش دستباف ایران برقرار خواهد کرد؟
تا فرصت هست اندیشه کنیم و آینده بهتری را برای فرش دستباف این سرزمین رقم زنیم که گفته اند: “کار چو از دست رفت، آه ندامت چه سود؟”

حمید کارگر
مدیر روابط عمومی مرکز ملی فرش ایران

bg bg