Persian | English
bg bg

آخرین اخبار

دکتر طاهر صباحی؛ مصداق عشق به ایران و ایرانی

سایت خبری قالیچه صلح و دوستی جهانی

دکتر طاهر صباحی؛ مصداق عشق به ایران و ایرانی

مطلب زیر مقاله ای است کوتاه از علیرضا قادری که در روزنامه شرق روز شنبه ۲۴ مرداد منتشر گردیده است

سالها پیش وقتی در جریان برگزاری یکی از نمایشگاه های فرش تهران و برای اولین بار با او روبرو شدم مردی میانسال بود. با قامتی بلند و ظاهری آراسته. در مواجهه با هر موضوع و اتفاقی نگاه نقادانه و سخت گیر داشت. این سخت گیری را حتی در برقراری ارتباط با آدم های حاضر در نمایشگاه از دست نمیداد. تنها دانشجوهای فرش بودند که علیرغم احتیاطش در حفظ فاصله، به نوعی نسبت به آنان نرم خو تر می نمود.
تورج ژوله اما در این میان استثنا بود. گل از گل دکتر با دیدن تورج شکفت و من هم در پناه همراهی او توانستم به این مرد سخت گیر و دیر آشنا نزدیک شوم. جواب سلام و عرض ارادت چرب و نرم مرا با عبارت کوتاه “سلام” پاسخ داد و بی اعتناء شروع به خوش و بش کردن با ژوله کرد. قبلا درباره صباحی از ژوله شنیده بودم و خیلی دوست داشتم با نویسنده کتابهای ارزشمند فرش و ناشر مجله گره که کمیاب بود و گران و در عین حال وزین و پر محتوا آشنا شوم. وقتی متوجه همکاری نزدیک من و ژوله شد رفتار صمیمانه تری را با من برقرار کرد. مثل بچه دبستانی ها از توجه معلم به شوق آمدم. و فرصت آَشنایی بیشتر را در طی ایام برگزاری نمایشگاه از دست ندادم.
سالهای زیادی از آن روزها می گذرد، و در ماه ها و سالهای بعد و در دیدارها و همنشینی هایی که با او داشتم بیش از پیش به علت این دوری گزیدن ها پی بردم. دیدم که تلخی کلام صباحی و این فاصله ای را که او تلاش دارد تا با آدم های روزگارش حفظ کند تا چه اندازه برای او ناگوار و ناخوشایند است. طاهر صباحی اتفاقا شوخ طبع و مهربان است. هر ساله دو سه باری را برای دیدن کشوری که به آن عشق می ورزد هزینه و رنج سفر را تحمل می کند. می آید تا این مردم و این دود و ترافیک و … را ببیند. می گوید اینها واقعیت هایی است که مردم من با آن سر و کار دارند و با آن زندگی می کنند. خوب یا بد دلم می خواهد همه سختی ها و مشکلات آنها را تجربه کنم علاقه او به مردم و کشورش انسان را تحت تاثیر قرار میدهد.

فرش و دستبافته ها همه زندگی او را تشکیل می دهد. عشق به هموطنانش رابطه ای مستقیم با این دستبافته ها دارد و زندگی او با فرش خواسته و ناخواسته او را با مردمش پیوندی عمیق داده تا آنجا که تفکیک میان مردم و فرش را در نگاه و تفکرش غیر ممکن می یابی. صباحی سراپا عشق است و تلاش. تالیف ۲۰ جلد کتاب ارزشمند در زمینه قالی و سایر دستبافته ها که در کمال حساسیت در تحقیق و بررسی و در قالبی همگی نفیس و فاخر نوشته و منتشر کرده است، و فصلنامه ای پر و پیمان که چهل و هشتمین شماره آن را اخیرا منتشر کرده است، همگی حکایت از عشق او به هنر قالیبافی ایران و مردمی که زاینده و پرورنده این هنر بوده و هستند داشته و دارد.
وقتی از سفرهای خود می گوید آنجا که شروع به تصویر فضای زندگی بافنده های محروم می رسد بی اختیار بغض می کند و بی ریا می گرید. بی اغراق من کمتر انسان با صلابت و در عین حال نازک دلی چون صباحی دیده ام. او همواره در تلاش است که بیاموزد آنچه را آموخته و برای یادگیری باید طالب و عاشق باشی او سخت می گیرد و کناره می جوید از کسانی که به فرش و رنگ و نقش سرسری و کاسبکارانه می نگرند و دلیل این رفتارش نیز کاملا مشخص است، گوش نا محرم نباشد جای پیغام سروش. حرف های او را کسانی فهم می کنند که باندازه او عاشق باشند. این همه تلاش در قریب ۴۸ سال و این همه انرژی که او را در این سنین همچنان جوان و پر نشاط نگاه داشته است جز به نیروی عشق ممکن نیست.

اینکه دکتر سید طاهر صباحی کی و کجا بدنیا آمده، چند کتاب نوشته و درباره چه موضوعاتی نوشته است. چیزهایی است که یقینا دیگران به آن کم نپرداخته اند و باز هم خواهند پرداخت. اما اینکه او از چه منظری به دنیای پیرامون خود می نگرد و چه قلب عاشق و رئوفی دارد از نگاه من اهمیتی بیشتر دارد. اینکه او چرا در مواجهه با سختی ها، جفاهایی که در کشوری که دوستش دارد به او شده و می شود، اینکه در عین حالی که دانشگاه ها و کتابخانه های ما تشنه در آغوش گرفتن محصول ذوق و تحقیق و تلاش وی هستند و کج فهمی های متولیان امر آنان را بی نصیب گذاشته است و کتابهایی که به همه زبانی و در همه کشوری بجز زبان فارسی و کشورش ایران بچاپ رسیده است، می خندد و سر تکان می دهد چندان جای تعجب ندارد.

خودش همواره زمزمه می کند:
خنده تلخ من از گریه غم انگیزتر است
کارم از گریه گذشته است از آن می خندم!

علیرضا قادری
مدیر سایت اطلاع رسانی فرش ایران
موسس و مدیر اتاق فکر فرش دستباف ایران

bg bg