Persian | English
bg bg

بایگانی

تابلو فرش سردرود در خطر از دست رفتن

شهر سردرود استان آذربایجان شرقی از قدیم‌الایام به عنوان نهاد قالیبافی استان آن هم تابلوفرش ایران معروف بوده و هست. اگر امروز تابلوهای نفیس و چشم‌نواز شهر کوچک ۳ هزار ساله سردرود که حتی بسیاری از مردم خود این شهر را کمتر از اثرش می‌شناسند، ولی زینت‌بخش در و دیوارهای موزه‌ها و قصرهای سراسر جهان است.
این در حالی است که کارشناسان و بافندگان فرش معتقدند هنر تابلوفرش سردرود به دلیل نبود متولی و رواج طرح‌های کامپیوتری در خطر از دست دادن اصالت خود است.

کاظم صحتی سردرود یکی از تولیدکنندگان تابلو فرش در این شهر قدمت این اثر هنری را هم‌دوره قالی ذکر کرده و می‌گوید: در قدیم هنرمندان، طرح‌های قالی را به صورت ابتدایی و انتزاعی که از مناظر و اشخاص محیط اطراف خود الهام گرفته بودند، خلق می‌کردند، اما به مرور زمان این نقوش از ترکیب اصلی قالی جدا شد و بتدریج در اندازه‌های کوچک تر و در قالب تابلو به هنردوستان ارائه شد.
وی می‌افزاید: تاریخچه هنر تابلوبافی در شهر سردرود به صورت حرفه‌ای به حدود ۷۰ سال قبل برمی‌گردد. در ابتدا طرح این تابلوها از روی پوستر و توسط اساتید مجرب طراحی می‌شد، اما با ورود تکنولوژی این طرح‌ها در قالب فتوکپی رنگی و طرح‌های کامپیوتری کار شدند. در سردرود تقریبا همه انواع قالی، با نقشه‌های متفاوت بافته می‌شود که بیشترین آن را نقشه‌های صورت، اعم از مینیاتور و پرتره‌های شخصی تشکیل می‌دهد.

بافته‌هایی کم‌نظیر از هنر سردرودیان
صحتی درخصوص کیفیت فرش‌های سردرود می‌گوید: کیفیت فرش‌های سردرود، به جهت رعایت اصول فنی بافت، مرغوبیت مصالح و نوع نقشه آن است به طوری که بافته‌های این شهر از ظرافت و زیبایی‌های خاص خود ـ که در کمتر جایی دیده می‌شود ـ برخوردار هستند. این تولیدکننده درخصوص تسهیلات اعطایی می‌گوید: متاسفانه با توجه به این‌که این هنر متولی خاصی ندارد، نمی‌تواند در قالب تشکل و تعاونی فعالیت کرده و از امکانات و تسهیلات تعاونی‌ها استفاده نماید. بنابراین اغلب تولیدکنندگان عمدتا بنا به سلیقه خود و بدون توجه به سلیقه و خواسته بازار اقدام به تولید تابلوفرش می‌کنند، غافل از این که هر کدام از کشورها سلیقه و طرح و نقشه خاصی را می‌پسندند.

طرح‌ های کامپیوتری، فاجعه‌ای برای تابلوفرش
علی‌رغم این‌که این تولیدکننده درصد خطای طرح‌های کامپیوتری را بسیار پایین می‌داند، امید بنام طراح قالی استان آذربایجان شرقی این طرح‌ها را فاجعه‌ای برای تابلو فرش می‌داند. وی معتقد است در طرح‌های کامپیوتری با تبدیل نقشه به عدد و اختصاص هر کدام از اعداد به رنگ خاص بافنده را از نظر عاطفی و احساسی و بهره بردن از قوه ابتکار دور می‌سازیم و درواقع بافنده اگر عددی را روی نقشه گم کند، قالی بافته شده دچار نقص و ایراد قابل توجهی خواهد شد.
بنام اضافه می‌کند: به نظر بنده این‌که به خاطر تسهیل در بافت، این‌گونه از تکنولوژی کمک بگیریم اشتباه است و چون به کار قالیبافی نظارت نمی‌شود، به صورت غیراصولی و غیرحرفه‌ای در منازل و توسط بافندگانی که از طرح و نقشه تمام شده اطلاعی ندارند، بافته می‌شود. اینجاست که تفاوت تابلوهای بافته شده با طرح‌های کامپیوتری و نیز طرح‌های اصیل و حرفه‌ای آشکار می‌شود. قبل از پیدا شدن طرح‌های کامپیوتری که تابلوها از روی پوستر و عکس بافته می‌شدند بین عکس و بافنده یک نوع احساس مراوده و عاطفی ایجاد می‌شد به این صورت که بافنده در مواقع لزوم نخ رنگ می‌کرد و یا جایی از عکس را بنا به سلیقه خود و بدون این‌که به اصل طرح خدشه‌ای وارد شود، دستکاری می‌نمود، اما متاسفانه با ورود طرح‌های کامپیوتری این احساس بین قالی و بافنده عملا از بین رفت و بافنده فقط از روی اعداد و به صورت دستوری به بافت تابلو محکوم شد.

اشتباه در بافت و ان یکاد
این طراح آذربایجانی درخصوص برخی طرح‌های رایج در جامعه ما اظهار کرد: از جمله طرح‌های رایج در کشور ما که متاسفانه به خاطر غیرحرفه‌ای تولید شدنشان در خارج نیز متقاضی ندارد، «و ان یکاد» است. در حال حاضر و ان یکاد بافی در جامعه ما به یک معضل تبدیل شده، چرا که به خاطر تولید انبوه ارزش خود را از دست داده و تولیدکنندگان و دلالان بدون توجه به ارزش معنوی متن تابلو آن را روی زمین پهن می‌کنند و به صورت شیء تجاری به آن نگاه می‌شود.

با مقوله کپی‌رایت چه کنیم؟
علی سلیمانی، رئیس اداره فرش سازمان بازرگانی آذربایجان شرقی نیز درخصوص مشکلات قانون کپی‌رایت در استان می‌گوید: متاسفانه در بحث مالکیت معنوی فرش استان بخصوص تابلو فرش با مشکلات زیادی مواجه هستیم. این مقوله در داخل کشور در صورت شکایت صاحب اثر توسط سازمان بازرگانی قابل پیگیری است، اما در بحث تجارت خارجی با توجه به این‌که ما عضو سازمان تجارت جهانی نیستیم، بنابراین نمی‌توانیم براساس ابزارهای بین‌المللی از حق و حقوق خود دفاع کنیم. متاسفانه باتوجه به این‌که تاکنون بسترسازی برای عضویت در سازمان تجارت جهانی صورت نگرفته از خیلی از حق و حقوق خود عقب مانده‌ایم و این مقوله باید حداقل ۵۰ سال پیش صورت می‌گرفت که بنا به دلایلی انجام نشده است.

ثبت نشان جغرافیایی فرش ایرانی
وی همچنین می‌گوید: در صورت تصویب ثبت نشان جغرافیایی فرش قادر خواهیم بود فرش و تابلوهای هر منطقه را با حفظ اصالت آن منطقه به جهانیان معرفی کنیم. همان طور که می‌دانید بازاریابی و سفارش‌پذیری در آثار هنری بخصوص آثار منحصر بفرد در دنیا نقش بسیار مهم و حیاتی دارد و متاسفانه متولیان امر در عرصه جذب سفارش و مشتری در هنر تابلو فرش به مانند دیگر آثار هنری کشورمان ضعیف عمل کرده‌اند. طوری که علی‌رغم کیفیت بسیار بالای تابلوفرش‌های سردرود به دلیل پایین بودن تنوع طرح و عدم شناخت کافی این اثر بی‌بدیل در جهان قسمت عمده آثار تولیدی در داخل کشور به فروش می‌رسد و تنها مقدار بسیار کم از این تابلوفرش‌ها از طریق سفارش پذیری به خارج از کشور صادر می‌شود. سعیده علییور


صنعت نساجی و بی مهری با فرش دستباف

معمولاً شاگرد پیش استاد خود حرفی برای گفتن ندارد و هر آنچه بر زبان بیاید ناچیز است چه برسد به اینکه با او به گفتگو بنشینی، که دیگر جای عرض اندام نیست و تنها باید به سخنان استاد گوش بسپری. قبل از اینکه در دفتر استاد قادری به ملاقات ایشان برویم، لیست طویلی از سوالات ریز و درشت را یدک می کشیدیم که البته با شروع سخن، سوالات ما یک به یک به پاسخ خود رسید و آنقدر شیرین که گویی چند دقیقه ای بیشتر نیست که پای صحبت ایشان نشسته ایم.
به همین دلیل در این بخش بهتر دیدیم نظرات ایشان را به طور کامل و نه به صورت پرسش و پاسخ بیاوریم.
بنابر این سخن را کوتاه می کنیم و به بازتاب نظرات آقای علیرضا قادری( مدیر وب سایت اطلاع رسانی فرش ایران) با محورdت جدایی هنر- صنعت فرش دستباف از صنایع نساجی، می پردازیم:

قطعاً بحث تولید الیاف و نخ و طبعاً ورود به حوزه تکستایل و بافته ها، یک صنعت کهن است. همانطور که شما این اسم را بسیار زیبا برای این مجله انتخاب کرده ایداما در حال حاضر در این صنعت کهن به دلیل به روز نبودن، سال های سال عقب افتاده ایم.
در زمان های دورتر، بخش عمده ای از فعالیت هایی که در ایران صورت می گرفت؛ مربوط به زیر انداز ها بوده مانندگلیم، جاجیم، زیلو و فرش دستباف که با صنعتی شدن جوامع اروپایی، پای بافته های ماشینی نیز به ایران باز شد که دارای ویژگی هایی مانند ارزان بودن، سرعت تولید مطابق با تقاضا و جمعیت و … بود.
از طرفی هم می توانست قشر متوسط و ضعیف جامعه را نیز از زیر انداز های معمولی و سرد مانند موکت، به سمت کفپوش بهتری سوق دهدکه بتوانند خانه شان را گرمتر نگاه دارند.
همانطور که نمی توانیم صنعت نساجی را از منسوجات به معنای پارچه های مختلف جدا کنیم، صنعت فرش را نیز نمی توان از نساجی جدا نمود.
اول اینکه ارتباط جدی و تنگاتنگی بین مقوله هنر -صنعت فرش دستباف و نساجی وجود دارد. ثانیاً هیچکس نمی تواند از ارزش فرش ماشینی چشم پوشی کند. چرا که یک صنعت است و دنیای بسیار بزرگی هم دارد و حجم وسیعی از بازار کفپوش را به خود اختصاص می دهد.از فرش های wall to wall و قطعه فرش ها (Area Rugs) گرفته تا فرش های مدرن کوچک پارچه و پرز بلند shaggy و …همانطور که عرض کردم ویژگی های فرش ماشینی را هم نمی توان دست کم گرفت. ویژگی هایی مانند دوام زیاد، شستشوی راحت، قیمت کم، تنوع طرح و نقشه و قابلیت ورود به دنیای مد.

اما در رابطه با هنر- صنعت فرش دستباف اگر از زاویه مواد اولیه و تولید نخ نگاه کنیم، به طور جدی به صنعت نساجی وابستگی دارد.
فاصله ای که به لحاظ ماهیتی بین این دو افتاده است از اینجاست که صنعت نساجی توسط اروپایی ها و در موج صنعتی شدن توانست پیشرفت بی نظیری کند و به تنوع تولید و تنوع مصرف چشمگیری برسد.
از منسوجات بی بافت یکبار مصرف تا انواع پارچه های لباس های غواصی و فضانوردی و …در واقع اینها نیاز هایی بود که صنعت نساجی دنیا، توانست با اتکاء به دانش منحصر به خود به آنها پاسخ دهد. اما در فرش دستباف این روند بسیار کند بوده است و نتوانسته تکیه گاه علمی خود را رشد دهد.

در دوران بعد از انقلاب، از فرش دستباف به عنوان یکی از ظرفیت های مناسب اشتغال، به خوبی استفاده شد. اما نقطه ضعف ما این بود که این انتقال از نسلی به نسل دیگر، به صورت سینه به سینه صورت گرفت که این روش طبعاً نمی توانست ما را به سطح بالاتری ببرد. پس به تبع آن، رشته های فرش دستباف در هنرستانها و دانشگاهها و موسسات ایجاد شد و با گرایش ها بافت، طراحی و مرمت این بخش نیز دارای ظرفیت علمی بالقوه گردید.
اما تا به امروز این ظرفیت بلااستفاده مانده است. علت این است که دانشجویان این رشته تا حدی با بافت، رنگرزی و … آشنا می شوند اما مثلا جایی که به شیمی می رسند آنقدر شیمی یاد نمی گیرند که بخواهند با بحث رنگرزی در فرش دستباف علمی برخورد کنند. در حالیکه یک دانشجوی رشته شیمی نساجی، صاحب نگاه علمی تر و مهندسی تر به قضیه است و مطالب را با مفاهیم علمی بالاتر که بر مبنای دانش مکتوب چند قرنه است یاد می گیرد. متاسفانه این امکان در فضای آموزش فرش دستباف به این شکل حاکم نبوده است. به عقیده من باید گرایش هایی در رشته نساجی به فرش دستباف داشته باشیم تا یک دانشجو با پایه علمی قوی و دیدگاه مهندسی با نگاهی عمیق به فرش دستباف نگاه کند.

متاسفانه واقعیتی که هم اکنون در فرش دستباف شاهد آن هستیم این است که دانشجویان ما پایه علمی ضعیفی دارند که این باعث عدم پیشرفت این رشته خواهد شد. از طرفی صنعت نساجی نیز باید قبول کند که فرش دستباف می تواند هنر، نقش و طرح و زیبایی را به این صنعت هدیه کند. ما هنری داریم که اگر اجنبی ها آنرا داشتند نه تنها با آن به قله های فرش دنیا می رسیدند، بلکه مسلماً تاثیر شگرفی از آن در صنعت نساجی خود می گرفتند. در این بخش صنعت نساجی ما کم کاری کرده. این یک برتری برای صنعت نساجی ماست که به آن توجهی نشده است.

امروزه در دانشگاه های فرش در برخی موارد از اساتید غیر دانشگاهی استفاده می کنند و کسانی هستند که فقط به صورت تجربی تدریس می کنند. با تمام اهمیت و احترامی که برای تجربه قائل هستم، اما به نظر من اینگونه ارزش گذاری ها و مدارک معادل سبب شده که ما در این بخش دچار فقر علمی و البته آموزشی شویم. چطور کسی که خود تحصیلات آکادمیک ندارد، می تواند به دیگران در دانشگاه درس بدهد و متاسفانه دانشجوی رشته فرش دستباف نیز احساس نیازی برای افزایش ظرفیت های علمی خود نمی کند و این نگرش غالب شده است که مقوله هنر صنعت فرش دستباف کاملاً از دنیای علم و دانش به دور است و ورود به آن خیانت به فرش دستباف است!!
ما در زمینه فرش دستباف فارغ التحصیلانی را تربیت می کنیم که از نظر داشته های علمی و مهندسی با هم عرصه های خود در رشته نساجی تفاوت های زیادی دارند و از نظر علمی و تجربی در سطح پائین تری هستند.
متاسفانه تا به حال به این نقص بزرگ توجهی نشده است و بسیار خوشحالم که مجله صنعت کهن وارد این حوزه شده است و این نوآوری کم نظیر است.
مثلاً بافندگان فرش دستباف ما در تئوری های خود به این نتیجه رسیده اند که می توان با انجام یک سری اصول ساده در مصرف خامه تا حد زیادی صرفه جویی کرد و موارد مشابه بسیار زیاد دیگر.
مسلماً اگر زوایای مختلف هنر صنعت فرش دستباف با علم مهندسی نساجی مورد بررسی قرار بگیرد، بسیاری از ظرفیت های پنهان این صنعت روشن خواهد شد.
این دو صنعت ریشه های مشترکی دارند اما همینطور که شاخ و برگ آنها رشد کرده، از هم دور شده اند. اگر بتوانند به هم پلی بزنند قطعاً اثرات مثبت زیادی بر روی هم خواهند داشت. یعنی هم صنعت نساجی زمینه های رشد زیای پیدا می کند و هم فرش دستباف از ظرفیت های علمی نساجی بهره خواهد برد. همانطور که عرض کردم آغاز این فاصله، خیز عظیم صنعت نساجی به سمت علمی شدن بود در حالیکه فرش دستباف همچنان سینه به سینه حرکت می کرد و هیچ گاه نتوانست با قدمت ۵۰۰۰ ساله خود مکتوب شود و بر مبنای علم استوار شود.
هیچ گاه صنعت نساجی ما با فرش دستباف دوستی نکرده و خود را نزدیک نکرده و فرش دستباف هم احساس نیازی نکرده است. در واقع این دو، زبان یکدیگر را نمی فهمند. یکی به زبان علمی عادت کرده و دیگری به زبان تجربه. ما باید اصالت ها را حفظ کنیم اما همواره موضوعاتی مانند هنر، اصالت و فرهنگ مورد اصطکاک این دو بخش بوده است. قطعاً ما نباید باور کنیم که اگر ۲۵۰۰ سال پیش پشم گوسفند را می چیدند و به طور دستی تبدیل به خامه می کردند و … بعد از هزاران سال نمی توانسته هیچ اتفاقی در آن افتاده باشد.
این یک نگاه متعصبانه است. هیچ کس با حفظ اصالت ها در فرش دستباف و ویژگی های هنری آن مخالف نیست و نزدیکی هنر صنعت فرش دستباف به صنعت نساجی نیز اصلاً به معنای صنعتی شدن آن نیست.

متاسفانه برخی از تعصبات غلط در حوزه هنر های سنتی، ما را وارد رکود کرده است.
باید اصالت ها را حفظ کنیم، اما از زمانه خود نیز دور نشویم. عالم هنر همیشه این مشکل را داشته است اما همیشه نوآوران جاودانه شده اند. هنگامی که پیکاسو وارد عرصه نقاشی شد و کوبیسم را معرفی کرد، همه او را مسخره کردند اما کسی که جاودانه شد پیکاسو بود.
در حوزه فرش دستباف نیز همین طور خواهد بود. مسلماً بستر و زمینه هکاری این دو بخش به طور منطقی وجود دارد. هنر یک مفهوم است که در غالب علم قابل انتقال است.
اگر بپذیریم که فاکتور هایی که می تواند یک اثر را هنری کند حضور انسان، خلاقیت، احساس و تفکر است، این را می توان به دیگران آموخت، پس علم است.
هر آنچه منظم، دسته بندی شده و قابل دسترس باشد یک روش علمی است. گر چه فرش یک هنر است، اما از روش های علمی و آموزشی بی بهره است. به نظر من صنعت کهن یک پل است و این مجله و متخصصینی که در حلقه شما هستند می توانند این کار را انجام دهند.
در اینجا قابلیت های بی نظیری وجود دارد. مثلاً ظرفیت ریسندگی عشایر. اگر ما در سال ۲۰۰ تن ظرفیت تولید و ریسندگی نخ پشمی به روش سنتی داشته باشیم، آیا جامعه نساجی و فرش دنیا برای آن ارزشی قائل نیست؟
این یک بستر آماده درآمد زایی است که دور ریخته می شود و به دنبال آن موضوع پشم دباغی شده را موجب می شود . چون در حال حاضر پشم گوسفندان عشایر به اندازه گوشت آن برای آنها ارزش ندارد آن هم پشم ایرانی که بهترین کاربرد برای مصرف در کفپوش ها را دارد. اگر کاری کنیم که پشم ریسیده شده توسط عشایر نیز برای آنها به عنوان یک فرآورده ارزش کافی پیدا کند این ظرفیت ایجاد می شود.
یا مثلاً آیا راهی وجود ندارد که بحث رنگرزی طبیعی را از خامه قالی وارد نخی کنیم که می خواهیم با آن لباس درست کنیم/ آیا کشور های خریدار پوشاک به ویژه کشور های اروپایی و امریکا که در آنها صنایع سبز، رشدی چشمگیر دارد، برای لباسی که به صورت طبیعی رنگ شده ارزش قائل نخواهد بود؟ و آیا در این بازار خاص برای ما مزیتی ایجاد نمی کند؟
اینها کوچکترین بهانه هایی است که موجب می شود صنعت نساجی و فرش دستباف به هم نزدیک شوند. شاید ما نتوانیم با تولید سرسام آور چینی ها و هندی ها مبارزه کنیم اما بخش هایی داریم که می تواند برای ما در دنیا جایگاه های ویژه ای تعریف کند.

در پایان از تمامی فعالان صنعت نساجی ایران و هنر صنعت فرش دستباف می خواهم تا به این موضوع نگاه تازه ای داشته باشند. علیرضا قادری


دارهای قالیبافی

دار قالیبافی نیز از عوامل اصلی بافت یک فرش است که بدون آن ، بافتن فرش و هرنوع زیر انداز و کف پوش سنتی غیرممکن است . دارهای قالیبافی ممکن است ابعاد مختلفی داشته باشند، اما از نظر کارایی تفاوتهای اندکی دارند. از آنجایی که بافت قالی گره دار، مرحله ای پیشرفته تر از سایر دستبافت های بی گره است ، لذا در ساخت بسیاری از ابزارهای بافندگی آن، از ابزارها و وسایل بافت سایر دستبافت ها استفاده شده است . به همین منظور دارهای قالیبافی نیز تفاوت چندانی با دارهای بافندگی گلیم ، جاجیم و… نداشته اند. اما به مرور تا حدودی پیشرفته تر و کامل تر گردیدند.

اولین و قدیمی ترین دارهای قالیبافی بصورت زمینی (افقی) بوده اند. این نوع از دارها هم اکنون نیز در برخی از مناطق قالیبافی همچون چهارمحال و بختیاری ، سیستان و بلوچستان، کرمان و… مورد استفاده می باشند. دارهای زمینی بسیار ساده می باشند و از اجزای زیادی برخوردار نیستند. مهمترین ویژگی آنها آن است که برخلاف دارهای عمودی (ایستاده ) فاقد راست رو یا ستون هستند، و فقط متشکل از یک چوب در بالا به نام سَردار و چوب دیگری در بخش پایین به نام زیردار هستند، که توسط میخ های چوبی با طناب به

زمین مهارشده اند تا ثابت گردند. نخهای تار نیز دور سردار و زیردار چرخانده می شود و بافنده از ابتدای دار که بخش پایین آن است شروع به بافت می کند. در این نوع از دارها از آنجایی که بافنده بر روی دار می نشیند و به کار بافت می پردازد، برای جلوگیری ازفشار وزن او به تارهای فرش در زمین زیر تارها و هم سطح با آنها تخته ای چوبی قرارمی دهند که از دو طرف بر روی سنگ یا پایه ای دیگر قرار دارد. بنابر این وزن بافنده هیچ گونه فشار مستقیم به فرش و تارها وارد نمی کند. این نوع از دارها فاقد ستون های جانبی (که به راست  رو شهرت دارند) هستند. در واقع عامل اصلی قرار گرفتن این دارها بر روی زمین ، نداشتن ستون است تا به جای آن قسمتهای بالا و پایین دار قالی به زمین مهار شوند. بدیهی است بسیاری از دارهای قالیبافی زمینی که امروزه در مناطق مختلف مشاهده می شوند و دارای ستونهای جانبی هستند، در واقع یک دار عمودی هستند. زیرا توانایی ایستادن را دارا هستند.

مهمترین بخش دارهای زمینی کمان می باشد که وظیفه آن جا به جا نمودن تارهای زیر و رو برای پودکشی است . کمان ، وسیله ای است که از ابتدا بر روی انواع دارهای بافندگی اعم از فرش گره دار و سایر دستبافتها بوده است ، اما به مرور زمان کاربرد آن فراموش گردیده وامروز ه فقط برخی از دارهای افقی و عمودی آن را دارا می باشند.

کمان همان گونه که از نام آن پیدا است ، وسیله ای است کمانی شکل که همواره بااستفاده از چوب ساخته می شود و حدود ۶۰ الی ۷۰ سانتیمتر طول آن است . کمان در جلوی دار قالی و با فاصله ای در حدود ۱ متر از آن قرار می گیرد. دو طرف کمان ،دو عدد طناب بسته شده است که یکی توسط یک چوب بلند که در جلوی سطح تارها است به تارهای زیر، و دیگری به همین صورت به تارهای رو بسته شده است .به این ترتیب هنگامی که کمان بالا یا پایین رود، متعاقباً چوبهایی که به تارهای زیر ورو بسته شده اند عقب و جلو رفته و به این ترتیب جای آنها عوض می شود.

هنگام پودکشی فرش نه تنها جا به جا شدن تارهای زیر و رو نیاز است ، بلکه ضربدری که از محل تلاقی آنها بوجود آمده باید امکان حرکت به بالا و پایین را داشته باشد. این عمل توسط یک عدد چوب لوله ای شکل که در لا به لای تارها قراردارد انجام می شود. به این چوب «هاف» گفته می شود. چوب هاف در بالای ردیف ضربدرها قرار می گیرد و با حرکت دادن آن ، تمام ضربدرها به بالا یا پایین حرکت می کنند. لازم به ذکر است که هنگام کشیدن پود رو که معمولاً نازک است، چوب هاف را تاحد امکان پایین می آورند و هنگام کشیدن پود ضخیم ، آنرا بالا می برند. چوب هاف در تمامی دارهای قالیبافی اعم از عمودی و افقی وجود دارد.

گروه دوم از دارهای قالیبافی بصورت عمودی هستند. این نوع از دارها دارای چارچوب چوب کامل هستند. یعنی علاوه بر سردار و زیردار، دارای دو ستون درطرفین می باشند که سردار و زیردار به آنها مهار      می شوند. برخی از دارهای عمودی دارای تفاوتهایی می باشند. بعنوان مثال برخی از آنها فاقد ستون هستند و به جای ستون ، دیوارهای جانبی اتاق و یا سقف منازل را سوراخ نموده و سردار و زیردار را به آنها مهار     می نمایند. البته وجود این قبیل از دارها مؤید آن است که دارهای قالیبافی زمینی در مرحله ای از پیشرفت به شکل عمودی تبدیل شدند. در واقع تبدیل دارهای قالیبافی افقی به عمودی دارای مراحلی بوده است که طی هزاران سال به وقوع پیوسته اند.


بافت قالی صلح در هرمزگان

ر جشنواره «صلح و وحدت» که از ۱۸ تا ۲۲ اسفند، در استان هرمزگان برگزار شد، بخشی از قالی صلح از سوی هنرمندان هرمزگانی بافته شد، که با پایان یافتن این جشنواره در هرمزگان، قالی صلح راهی استان خوزستان می‌شود.
بافت قالی صلح همزمان با نخستین روز از برگزاری جشنواره «صلح و وحدت» در استان هرمزگان اغاز شده و طی پنج روز برگزاری در این استان بخشی از بافت آن به پایان رسیده است.

براساس این گزارش، طی پنج روز برگزاری جشنواره «صلح و وحدت» در استان هرمزگان علاوه بر بافت کلی قالی از سوی هنرمندان هرمزگانی، مسئولان نیز با حضور در این جشنواره طی بازدید از روند بافت قالی صلح گره‌ای را بر این قالی زدند.

ادامه بخش ملی جشنواره صلح و وحدت فروردین ۹۰ در استان خوزستان خواهد بود که با پایان یافتن بافت بخشی از قالی صلح در استان هرمزگان، ادامه این قالی در طول برگزاری جشنواره صلح و وحدت در خوزستان بافته خواهد شد.

پس از برگزاری ادامه بخش ملی جشنواره «صلح و وحدت» در استان خوزستان همزمان با فروردین ۹۰، قالی صلح همزمان با اردیبهشت ۹۰ به همراه کشتی صلح به کشورهای حاشیه خلیج فارس سفر کرده و بافت آن در کشررهای قطر، عمان، امارات متحده عربی و …. به پایان خواهد رسید.

یادآوری می‌شود، با پایان یافتن بافت قالی صلح در جشنواره «صلح و وحدت» این قالی که نماد صلح و وحدت میان کودکان و نوجوانان مسلمان است به یکی از کشورهای حوزه خلیج فارس اهدا می‌شود.


فرش ترکمن ؛ اوج هنر و هویت زنان کرانه خزر

فرش ترکمن ؛ اوج هنر و هویت زنان کرانه خزر

فرش ایرانی ، هنر ایرانی ، افتخار ایرانی

“دو تا قرمز، یکی زرد به زیر، دو تا نارنجی”، این کلمات لالایی گوش نوازی است که دختر ترکمن صحرا از مادر به یادگار دارد و هر روز تکرار می کند تا اوج هنر و هویت را برای همیشه تاریخ زنده نگه دارد.

به گزارش خبرنگار مهر در گرگان، رنگ چهره اش مثل قالی پرنقش و نگار شده، از قامتش می توان داستان رنج زندگی هنرش را فهمید. دختران ترکمن پس از ازدواج و “آنق گذاری”( کلاه مخصوص زنان متاهل)، روغن، یک کاسه آرد و یک “ایگ”هدیه می گیرند که ایگ یا دوک نخ ریسی نشانه ای است برای پویایی و فعالیت و ریشه در تاریخ و هویت زنان ترکمن دارد.

امروز گلستان و ترکمن با فرش و قالی ترکمن شهرت جهانی دارد و این شهرت مرهون تلاش زنان و دختران بی نام و نشان و هنرپردازی است که با هر تار و پود تابلویی از عشق و شیدایی را به تصویر می کشند.

“گول” نقش اصلی فرش ترکمن است که بافته های هر قوم به وسیله آن از بافته های اقوام دیگر متمایز می شود و پشم و پنبه از مواد اولیه برای تولید این هنر ماندگار است.

به رغم ترویج رنگهای شیمیایی هنوز مواد رنگدار گیاهی مانند پوست انار، چوب پویا، خاکستر چوب ازدار و زردچوبه، روناس و نیل برای رنگرزی خامه قالی کاربرد دارد.

“دو تا قرمز، یکی زرد به زیر، دو تا نارنجی”، این کلمات لالایی گوش نوازی است که دختر ترکمن صحرا از مادر به یادگار دارد و هر روز تکرار می کند تا اوج هنر و هویت را برای همیشه تاریخ زنده نگه دارد.

نقوش فرش ترکمنی حفظی بافت است

نقوش فرش اصیل ترکمن ذهنی یا حفظی بافت است و زنان ترکمن در تولید این دستبافت، آرمانها و اندیشه هایشان را با رنگهای دلخواه بر روی تار قالی گره می زنند تا تابلویی زیبا و مانا پیش روی مجسم سازند.

شاخ قوچ، نقش عقرب، ماری گول، در ناق گول، قافسه گول، تکه گول، انسی، قزل ایاق، توینگ گول، قوش گول، آوغان گول، تاج حروز، پنجارا آراگول، آق نقش از جمله نقوش زیبایی است که در این هنردستی به کار می رود.

دارهای قالی بیشتر از نوع افقی و متحرک بوده و به همراه کوچ ایل جابجا می شود و در سالهای اخیر استفاده از دارهای عمودی نیز در این منطقه رونق یافته است.

اکنون هنرپردازان این هنر دیرپا، پرپیشینه و دارای شهره جهانی با مشکلات فراوانی روبرو هستند و برای رفع مشکلاتشان خواستار حمایت ویژه متولیان امر هستند.

جمعی از این هنرمندان این هنر دستی بر این باورند که مواد اولیه نامرغوب، نبود حمایت مالی، ساماندهی نشدن، بی توجهی به آموزش، آشنا نبودن به نیازهای بازار و برنامه نداشتن موجب شد تا فرش اصیل ترکمن رو به فراموشی رود و جایگاه واقعی اش را از دست دهد.

این عده در گفتگو با خبرنگار مهر در گرگان، برپایی کارگاههای آموزشی، خرید تضمینی، بالا بردن کیفیت، شناسنامه دار کردن قالی، ترویج آموزش و اصول سنتی فرش بافی را در احیای دوباره قالی ترکمن ضروری می دانند.

علاوه بر بازارهای داخلی، امیرنشینان خلیج فارس، کشورهای حاشیه خزر و برخی کشورهای اروپایی، خریداران فرش اصیل ترکمن را تشکیل می دهند.

یک بافنده فرش از بندر ترکمن به خبرنگار مهر گفت: بافندگان این هنر اصیل برای تهیه چله و خامه محدودیت دارند و باید از آنها حمایت شود.

مرجان جعفری که قالی بافی را از مادر مرحومش به یادگار دارد، افزود: اگر برای توسعه و احیای این هنر دستی و اصیل کاری صورت نگیرد، در آینده ای نزدیک از این هنر جز نام و نشان چیز دیگری باقی نخواهد ماند.

وی اظهار داشت: مواد اولیه نامرغوب و بی کیفیت موجب شده تا فرش اصیل ترکمن جایگاه قبلی خود را از دست دهد که این امر نگران کننده است.

بافنده دیگری از گنبدکاووس گفت: قالیبافی در اشتغال و درآمد زنان و دختران روستایی منطقه نقش اساسی دارد و برای رونق نیازمند متولی خاص است.

شهلا ایگدی بیان داشت: هر روز شاهد جمع شدن دارهای قالی هستیم و باید برای حمایت از فعالان این عرصه برنامه ریزی جامعی شود.

بانوی دیگری از بندرگز، کمبود وام، نبود حمایت مالی، دستمزد کم و بیمه نبودن را از مهمترین مشکلات فراروی ذکر کرد و گفت: برنامه جامع و اصولی برای حمایت از تولیدکنندگان این هنر ضروری است.

کبری نعیمی افزود: اتحادیه تعاونی برای حمایت از بافندکان فرش باید گسترش یابد و مرکزی برای بهبود وضعیت قالیبافی در منطقه تشکیل شود.

وی اظهار داشت: متاسفانه برخی افراد سودجو با صدور فرشهایی با کیفیت نامطلوب و تقلبی در سالهای گذشته بر جایگاه این هنر اصیل و سنتی تاثیر منفی گذاشته اند.

به گفته این بانوی هنرمند، فرش باید بر اساس نیاز مصرف کنندگان تولید شود که ارتباط بیشتر بین تولید کننده و صادر کننده ضروری است.

امروز گلستان و ترکمن با فرش و قالی ترکمن شهرت جهانی دارد و این شهرت مرهون تلاش زنان و دختران بی نام و نشان و هنرپردازی است که با هر تار و پود تابلویی از عشق و شیدایی را به تصویر می کشند.

رئیس اداره بازرگانی گنبد کاووس گفت: اتحادیه تولیدکنندگان فرش دستبافت ترکمن در این شهرستان تشکیل می شود که راه اندازی این اتحادیه در حمایت از فعالان این عرصه و رفع مشکلات فراروی نقش زیادی دارد.

خلیل رجبی افزود: تاکنون برای سه هزار هنرمند فرش دستبافت ترکمن در این شهرستان کارت فعالیت صادر شده است این در حالیست که حدود شش هزار نفر در این شهرستان در زمینه تولید فرش دستبافت فعالیت دارند.

به گفته رجبی، همچنین تاکنون ???? نفر از هنرمندان این رشته بیمه شدند و از مزایای آن بهره مند هستند.

مدیر اداره بازرگانی گنبد کاووس با اشاره به ‌نقش و جایگاه فرش دستبافت ترکمن در ایجاد اشتغال بیان داشت: تولید و عرضه فرش مرغوب ترکمن به ‌حفظ جایگاه و ارزش آن در بازارهای جهانی و نیز رونق بیشتر اقتصاد خانوارهای تولیدکننده فرش کمک خواهد کرد.

وی یادآورشد: رفع مسائل و مشکلات تولیدکنندگان فرش نیاز به عزم ملی و منطقه ‌ای دارد و باید در این زمینه تلاش بیشتری شود.

کاهش مرغوبیت فرش ترکمن نگران کننده است

مدیرعامل اتحادیه شرکتهای تولیدی فرش دستباف ترکمن گلستان گفت: کاهش مرغوبیت فرش ترکمن در سالهای اخیر نگران کننده است.

تاشلی قوچقی افزود: رقابت ناسالم بازار و هزینه بالای تولید از جمله دلایل کاهش مرغوبیت فرش اصیل ترکمن را تشکیل می دهد که باید رفع شود.

وی اظهار داشت: اکنون بسیاری از تولیدکنندگان فرش ترکمن مجبورند با مواد اولیه نامرغوب فرش تولید کنند که برای رفع مشکلات موجود عزم ملی نیاز است.

غلامرضا سوسرایی فرماندار گنبد کاووس گفت: باید با برنامه ‌ریزی دقیق و اصولی برای رفع مشکلات هنرمندان این عرصه و ارتقای کیفیت فرش ترکمن تلاش شود زیرا گسترش صنعت فرش دستباف ترکمن در بین خانواده‌ها، فرصت‌های خوبی را برای اشتغال و رونق اقتصادی آنان ایجاد می کند.

سوسرایی اظهار داشت: تولید فرش با کیفیت به ارتقای جایگاه فرش ترکمن در بازارهای جهانی و رونق اقتصادی خانوارها کمک می کند.

شهرستان گنبد کاووس بیش از ۲۹۵ هزار نفر جمعیت دارد که شش هزار نفر آن به قالیبافی اشتغال دارند.


نمایشگاه دموتکس چین ۲-۵ فروردین ۱۳۹۰

رییس مرکز ملی فرش ایران گفت: پیش‌بینی می‌شود صادرات فرش در سال ۹۰ از مرز ۵۰۰ میلیون دلار بگذرد، این درحالی است که صادرات مطابق هدفگذاری‌های انجام شده به ۵۰۰ میلیون دلار در سال ۸۹ می‌رسد.
فیصل مرداسی در گفتگو با مهر گفت: صادرات فرش دستباف در ۱۱ ماهه سال ۸۹ به ۴۷۳ میلیون دلار رسیده که نسبت به ۱۱ ماهه سال گذشته ۳۰ میلیون دلار افزایش داشته است؛ به نحوی که صادرات فرش دستباف در ۱۱ ماهه ابتدای سال ۸۸، معادل ۴۳۰ میلیون دلار بوده است.
رییس مرکز ملی فرش ایران افزود: صادرات فرش دستباف ایرانی در ۱۱ ماهه ابتدای سال جاری نسبت به مدت مشابه سال قبل، به لحاظ ارزشی ۱۰ درصد و به لحاظ وزنی ۵ درصد افزایش داشته است.
وی تصریح کرد: صادرات فرش دستباف در سال ۸۸ معادل ۴۹۳ میلیون دلار بوده است که اگر در بدبینانه‌ترین حالت در اسفندماه تنها ۲۰ میلیون دلار صادرات انجام شود، رقم صادرات فرش در سال ۸۹ از مرز ۵۰۰ میلیون دلار خواهد گذشت؛ این در حالی است که اگر رشد ۵ تا ۱۰ درصدی را برای اسفندماه هم در نظر بگیریم، در سال ۸۹ صادرات فرش دستباف به ۵۰۰ میلیون دلار می رسد.
مرداسی به برگزاری نمایشگاه دموتکس شانگهای اشاره کرد و گفت: این نمایشگاه که از ۲ تا ۵ فروردین ماه برگزار می شود زمینه ای را فراهم خواهد ساخت تا صادرات فرش دستباف از مرز ۵۰۰ میلیون دلار بگذرد.


معرفی نزدیک به هزار قالیباف به تأمین اجتماعی استان زنجان

تاکنون بیش از ۹۸۰ قالیباف برای بهره مندی از مزایای قانون بیمه قالیبافان به شعب تأمین اجتماعی  زنجان معرفی شده اند.
به گزارش اداره فرش سازمان بازرگانی استان زنجان، با اجرایی شدن قانون بیمه قالیبافان و شاغلان صنایع دستی شناسه دار از نیمه دوم دیماه سال جاری تاکنون بیش از ۹۸۰ قالیباف از سوی سازمان بازرگانی استان به شعب تأمین اجتماعی معرفی شده اند.
بر اساس این گزارش، پیگیری ها برای رفع نواقص نرم افزاری و شمول این قانون به دیگر حرفه های مرتبط مانند چله کشی، پرداخت زنی و رفوگری نیز ادامه دارد


دوره آموزشی دست اندر کاران فرش دستباف ایران در ژاپن پایان یافت

با وجود بروز حادثه ویرانگر زلزله در کشور ژاپن، دوره آموزشی دست اندر کاران فرش دستباف ایران در این کشور به خوبی به انجام رسید.
همایش و دوره آموزشی دست اندرکاران و فروشندگان فرش دستباف ایران در ژاپن که با همکاری مشترک مرکز ملی فرش ایران، سفارت جمهوری اسلامی ایران در ژاپن و اتحادیه فرش دستباف ایران در ژاپن ترتیب یافته بود، با وجود بروز پدیده ویرانگر زلزله در آن کشور و پیامدهای ناگوار آن با استقبال خوب فعالان فرش در ژاپن رو به رو شد.
تورج ژوله (پژوهشگر فرش دستباف) تدریس در این دوره آموزشی را برعهده داشت و  مرتضی لطفی افشار و سیدمحمد ویسیان او را در این دوره همراهی می کردند.


آموزش بافت فرش در زاهدان

طرح آموزش فرش دستباف در زاهدان اجرا می‌شود. رئیس سازمان بازرگانی سیستان و بلوچستان گفت: نامنویسی داوطلبان در حال انجام است و به‌زودی این دوره‌ها تشکیل می‌شود. ایرج حسن‌پور با اشاره به این که کارآموزان به مدت ۹ماه آموزش‌های لازم را فرا می‌گیرند، افزود: فراگیران زیرپوشش شرکت‌های تولیدی با نظارت سازمان بازرگانی سیستان و بلوچستان قرار خواهند گرفت. به گفته وی، شرکت‌ها سرمایه لازم را نیز به صورت مواد اولیه، ابزار کار، دارقالی و نقشه در اختیار فراگیران قرار می‌دهند. رئیس سازمان بازرگانی سیستان و بلوچستان گفت: با حمایت‌های انجام شده از صنعت فرش دستباف، نگاه‌ها در چهارسال اخیر به سمت و سوی صادرات پیش رفته است. حسن‌پور با تأکید بر این که صادرات فرش ارزآوری قابل توجهی دارد، گفت: فراگیران دوره‌های آموزشی فرش دستباف نقش بسزایی در تولید طرح‌های با کیفیت صادراتی خواهند داشت. به گفته وی، فراگیران پس از پایان دوره‌های آموزشی گواهینامه پایان دوره دریافت می‌کنند و از تسهیلات بانکی و بیمه تأمین اجتماعی نیز بهره‌مند خواهند شد


bg bg